علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

329

آيين حكمرانى ( فارسى )

بدين آگاهى مىرسيدند كه بر همهء عربها پيشى خواهند يافت . انديشمندان و صاحب‌نظران و صاحب تجربگان از قريش بر اين گمان بودند كه اين برترى به واسطهء پيشوايى آنان در دين و نيز پايه‌گذارى نبوتى خواهد بود كه در آينده رخ خواهند نمود ؛ چه ، آنان از همهء كارهاى كعبه آن چيزهايى را در اختيار گرفته بودند كه ارتباط ويژه‌ترى با دين داشت . نخستين كسى از قريش كه به اين حقيقت پى برد و بدان الهام يافت ، كعب بن لؤى بن غالب بود . هر جمعه - و در آن روزگار جمعه را عروبه مىناميدند و كعب آن را جمعه ناميد - قرشيان در بر او گرد مىآمدند و او برايشان سخن ايراد مىكرد و بنابر آنچه زبير بن به كار نقل كرده است ، به ايشان مىگفت : بارى ، بشنويد و فراگيريد و دريابيد و بدانيد كه شب سايه مىگسترد و روز بانگ برمىآورد ، زمين گهواره‌اى است و كوه‌ها ميخ‌هايى هستند ، آسمان بنايى افراشته است و ستارگان نشانه‌هايى ، نخستان پس آيندگان را مانند و نر و ماده جفت همديگرند تا آن روز كه آن رخداد برانگيزاننده پيش آيد . پس با خويشان شرط خويشاوندى گزاريد ، بستگان نسبى خويش را پاس بداريد و داراييهايتان را پرثمر سازيد . آيا ديده‌ايد از ميان رفته‌اى كه بازآيد يا مرده‌اى كه سر از خاك بردارد ؟ سراى زندگى پيش رويتان است و آنچه گمان مىرود جز آن است كه شما مىپنداريد . حرمتان را بياراييد و بزرگ داريد و بدان چنگ زنيد ؛ كه آن را خبرى سترگ خواهد رسيد و از آن پيامبرى بزرگوار برخواهد خاست . وى سپس مىافزود : شبى است و روزى و هردم رخدادى آورد و شب و روز روزگار بر ما يكسان است شب و روز پى در پى بر ما رخدادهايى مىآورند و نيز نعمت‌هايى را كه بال خويش بر ما مىگسترد فراز و فرودها و خبرهايى است كه دست به كاران خويش را از اين سوى بدان سوى مىكشاند و دوره‌هايى دارد كه گذشت آنها ناشدنى نيست . اين دست به كاران بىخبرند از اين‌كه پيامبر محمد صلّى اللّه عليه و إله بيايد و خبرهايى بياورد كه آورنده‌اش بسيار راستگو است « 1 » .

--> ( 1 ) . ابياتى است از بحر طويل بدين شرح : نهار و ليل كل يوم بحادث * سواء علينا ليلها و نهارها يئوبان بالاحداث فينا تأوّبا * و بالنعم الضافى علينا ستورها صروف و ابناء تقلب اهلها * لها عقد ما يستحيل مريرها على غفلة يأتى النبى محمد * فيخبر اخبارا صدوقا خبيرها ابيات را بنگريد در : ابن كثير ، البداية و النهاية ، ج 2 ، ص 244 - م .